آخرین اخبار :
کد خبر : 25187 یکشنبه 17 اسفند 1399 محیط زیست

حلقه نخست زمین خواری و تغییر کاربری جنگل ها/قانون گریزی در لوای حمایت از مستضعفین!

در چند روز اخیر و از عالم مَجاز، کلیپی دریافت کردم که استشهادی از اجرای حکم تخریب یک خانه¬ی غیرمجاز در منطقه¬ای جنگلی بنام بندپی از توابع شهرستان بابل بود و از آغاز تا انتهای، حکایت از برخورد ناشایست ظاهراً مأمور یا مأمورین منابع طبیعی در هنگامه اجرای آن حکم داشت؛واژه¬ی «ظاهراً» را بکار بستم نه به قصد خروج منابع¬طبیعی از این قصه، بلکه از آن سوی که سازمان جنگلها و مراتع کشور تاکنون رسماً وقوع چنین رفتاری از سوی مأمور خود را تأیید و یا تکذیب ننموده است

خبرمازندران، سرویس منابع طبیعی و محیط زیست: کار این روزهایمان افتادن شده است، گهی زین سوی بام و گه زان سوی آن؛ گویی هیچ راه وُسطی در این کرانه نمی¬یابیم که چند قدمی را هم بدان ره بپیمائیم؛ سودای سربالایمان که هیچ نیست تا ما را به جستجوی نردبانی کشاند و قدری هم در بیکرانگی و غایت قصوای سلوک بیندیشیم،خیره در سراب و چشم در چشم او چنان پیش میرویم که فرصتی حتی برای اندوختن تجربه¬ای یا نگاهی به نظری و نگرشی نمی¬گذاریم، آن ره که میرویم هم گویی حد یقف ندارد، و حیرت و حیرانی ارمغان است برای آن دلهای پریشان.
با چنین مقدمه¬ی فشرده و مجملی به سروقت مرادم از این جستار می¬روم؛ در چند روز اخیر و از عالم مَجاز، کلیپی دریافت کردم که استشهادی از اجرای حکم تخریب یک خانه¬ی غیرمجاز در منطقه¬ای جنگلی بنام بندپی از توابع شهرستان بابل بود و از آغاز تا انتهای، حکایت از برخورد ناشایست ظاهراً مأمور یا مأمورین منابع¬طبیعی در هنگامه اجرای آن حکم داشت؛واژه¬ی «ظاهراً» را  بکار بستم نه به قصد خروج منابع¬طبیعیاز این قصه، بلکه از آن سوی که سازمان جنگلها و مراتع کشور تاکنون رسماً وقوع چنین رفتاری از سوی مأمور خود را تأیید و یا تکذیب ننموده است؛ بگذریم آن رفتار از جانب هر که بود مأمور منابع¬طبیعی، مأمور انتظامی، مجری حکم، رفتار ایشان خارج از مؤلفه¬های اخلاقی بوده و شایسته¬ی تعدیل و اصلاح؛ اما آنچه تأمل برانگیز است و تحمل برانداز، میدان¬داری برخی مسئولین بوده که دیدن چنین کلیپی چنان آنان را به حیرت افکند و یاد و خاطره¬ی مستضعفان و ستمدیدگان را در چشمانشان زنده نمود تو گویی این نخستین ظلمی¬است که بر مظلومی رفته و برآنان هویدا گشته، که این¬چنین بانگ عدالت¬خواهی¬ و ستاندن حق مظلوم سرداده و حمد و ثناگویان به طریقی حکم راندند و سخنهای نغز سردادند که تاریخ گذشتگان¬مان در باب مقوله¬ی ستَبر «عدالت»را بر ما زنده و ما تشنه¬لبان را تشنه¬تر نمودند؛آن موضع¬گیری¬البته ناخواسته و نسنجیده،به لمحه¬ای زمینه را برای برخی فرصت¬طلبان که منتظرند سبویی بشکند و آشی بریزد، هموار نمود تا دیگربار رو بنمایانند، درآن هوای مساعد، قلم در دست گرفته و هر آنچه  از ناکامی در تصرف عرصه¬های ملی در دل داشتند، به یکباره بر سر منابع¬طبیعی کوبندیکی بدین متن و مضمون:
«منابع¬طبیعی از جنگ با موقوفات حالا به جنگ با مردم مظلوم رفته!!»
شرح حال این جماعت و قیل و قال آنها که پیداست در این جامعه و افزون بر آن نیّت و طویّت¬شان، اما در اینجا سخن بر این است که چرا برخی مسئولین در روایت مذکور، ملازم با اعتراض به نحوه¬ی برخورد یک مأمور در حین اجرای حکم تخریب بنایی غیرقانونی، اصل و اساس اجرای قانون را در بخشی از مناطق تحت مدیریت خود به باد انتقاد گرفتند، آنهم در لوای حمایت از مستضعفینِ انقلابی؟!
- اجرای قانون، توانگر و تهی¬دست، بومی و غیربومی، خودی و غیرخودی نمی¬شناسد. قانون برای همه است و قانون¬مداری تکلیفی بر همه؛ اینگونه تمیز و تفکیک قائل شدن در اجرای آن به صلاح هیچ کس نیست؛ از این مسئولین در عجبیم که چنین در لوای چند شعار عامه پسند، خود را در کنار برخی متخلفان قرار داده و همنوا و هم¬صدای با آنها اجرای قانون را به زیر سؤال می¬کشانند، مع¬الوصف میتوان در روش اجرای آن انتقاد نمود کما اینکه در روایت مذکور جای آن محفوظ و برکشیدنی است، اما حمایت از متخلف آنهم در لوای مستضعف و انقلابی، قطعاً ماحصل نامبارکی خواهد داشت.
- پرسش ما از ایشان این است شما که با دیدن یک کلیپ و تخریب خانه¬ای که در زمین ملی و انفال بنا شده بود، اینگونه به غلَیان و دلیری آمدید و در اقوال و مقالات خویش سری هم به شریعت و انقلاب زدید، چرا مستقیم به سر وقت خدا نرفتید و خبری از حکم صریح پروردگار در خصوص انفال و منابع¬ملی نگرفتید:
"  يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفَالِ قُلِ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِفَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْوَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ."
و مطابق آنهمه آموزه¬ی اسلامی و دینی نگفتید فرد مؤمن تمام عبادتش در چنان خانه¬ای حرام و باطل است چرا که زمینش متعلق به بیت¬المال و عموم ملت ایران است!!
آیا  شما تخریب، تعدّی و تجاوز به جنگلها و مراتع کشورمان عدول از چنین حکمی نمی¬دانید؟ اگر هست پس دیگر مستضعف و توانگر، یا مؤمن و کافر نداریم و یا حوزه¬ی کاری فلان نماینده یا امام¬جمعه هم قطعاً نمیتواند مرزی بر آن زند.
چرا متصرفان را نصیحت نمی¬فرمائید که تخریب و تصرف جنگل و مرتع امری غیرشرعی، غیراخلاقی و غیر قانونی¬ست. شما چگونه آن فعل ناشایست را که از آن مأمور سر زد دیدید و آن خانه¬ی به آن بزرگی را که در ملک غیر بنا شد راندیدید؟!. نه تنها ندیدید که نکوهش کردید که چرا بایستی مسئولین خانه¬های مردم را بر سرشان خراب نمایند و آیا آن حدیث نبوی در خصوص قطع حتی شاخه¬ای درخت را بخاطر دارید؟!

 نگاهی بیندازید به تخریب و تصرفات در جنگلها و مراتع حوزه¬ی تحت مدیریت خود،که در همین چند سال اخیر رخ داده،  این مردم که از ابتدا و طی سالیان پیشین بی¬خانمان نبوده¬اند، قبلاً کجا زندگی می-کردند و حال کجایند؟! تا ببینید که چه چیزی این اشخاص را به تصرف جنگلها و مراتع و تغییر کاربری آنها واداشته و می¬دارد، نداشتن سرپناه یا بالا رفتن نرخ زمین و ویلاسازی؟! هرچند بی¬خانمانی هم تخلف و تخطی از قانون را موجه نمی¬نماید و  مطابق همان آموزه¬های دینی،روزی به قدر همّت هر کس در این عالم نهاده شده است!! 
- این خانه¬ها هم یک شبه ظاهر نشده¬اند، آنهم خانه¬¬هایی که دولت در خدمت¬رسانی بدانها بسیار توفیق داشته من جمله آب، برق و گاز... مسئولین چگونه خدمت¬رسانی کردند آنهم برای کسی که مالک آن عرصه نبوده؟!
-قدری در حال و روز منابع¬طبیعی کشورمان هم به دیده¬ی انصاف بنگرید، جنگلهای هیرکانی نصف شده-اند، طرح تنفس آمد اما همگان شاهدند که با چه جد و جهدی و به چه بهانه¬هایی اقلیتی میخواهند آنرا به محاق برند، لایحه اصلاح قانون معادن را که به مجلس بردند، قانون آب را هم عن¬قریب به همانجا می-برند، پروژه¬های انتقال آب بین¬حوضه¬ای با تمام فریادهای حامیان طبیعت و جوامع محلی در مخالفت با آنها، به قول مجریانشان پیشرفتهایی شگرف داشته، بخشی از جنگلها و مراتع وقف ، بسترهای رودخانه وبرخی تالابها هم در حال خارج شدن از منابع ملی، حدود 30 میلیون هکتار بیابانزائی، خشکیدگی جنگلهای زاگرس و..... اینک نیز جلوگیری از اجرای قانون آنهم در بانگ و طنین« حمایت از محرومان و مستضعفان»! و این عجب آلت و اسبابی است زین پس برای دستگاه¬های اداری جهت موجه کردن رویکرد انفعالی و البته غیرمسئولانه¬¬ی خود و همینطور آن مافیای سیر¬ی¬ناپذیر و همیشه خشک لب!!! مسئولین اگر یارای سامان بخشیدن به بحرانهای منابع¬طبیعی کشور را ندارند حداقل در اقوال خویش تأمل و تفطنی بنمایند و اگر پندی هم میخواهند مردم را دهند چه نیکو است که چون حافظ پندی حکیمانه دهند که آنان را نصیبی از دو عالم باشد:
بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی    خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی
آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد           حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی
خاطرت کی رقم فیض پذیرد هیهات         مگر از نقش پراکنده ورق ساده کنی

نویسنده: 
 یکی از از کارشناسان و متخصصین منابع طبیعی

افزودن دیدگاه

دیدگاه ها